|
نمايش موضوع قبلي ::
نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
DarkEvil
پیشکسوت سایت


وضعیت: آفلاين 7 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 7085 تشکر کرده: 1765 تشکر شده 2101 بار در 1237 پست
محل سكونت: جهنم
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 13:13:56 موضوع مطلب:
خاطرات يك دانشجوي دم بخت ( پسر ) |
|
|
خاطرات يك دانشجوي دم بخت ( پسر )
شنبه : همون لحظه اي كه وارد دانشكده شدم متوجه نگاه سنگينش شدم هر جا كه مي رفتم اونو مي ديدم يك بار كه از جلوي هم در اومديم نزديك بود به هم بخوريم صداشو نازك كرد گفت : ببخشيد
من كه مي دونم منظورش چي بود تازه ساعت 9:30 هم كه داشتم بورد را مي خوندم اومد و پشت سرم شروع به خوندن بورد كرد آره دقيقا مي دونم منظورش چيه اون مي خواد زن من بشه
بچه ها مي گفتن اسمش مريمه
از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم باهاش ازدواج كنم
يك شنبه : امروز ساعت 9 به دانشكده رفتم موقع تو سرويس يه خانمي پشت سرم نشسته بود و با رفيقش مي گفتن و مي خنديدن تازه به من گفت آقا ميشه شيشه پنجرتون رو ببندين من كه مي دونم منظورش چي بود اسمش رو مي دونستم اسمش نرگسه
مث روز معلوم بود كه با اين خنديدن مي خواد دل منو نرم كنه كه بگيرمش راستيتش منم از اون بدم نمي آد
از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با نرگس هم ازدواج كنم
دوشنبه : امروز به محض اينكه وارد دانشكده شدم سر كلاس رفتم بعد از كلاس مينا يكي از همكلاسيهام جزوه منو ازم خواست من كه مي دونم منظورش چي بود حتما مينا هم علاقه داره با من ازدواج كنه راستيتش منم از مينا بدم نميآد
از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با مينا هم ازدواج كنم
سه شنبه : امروز اصلا روز خوبي نبود نه از مريم خبري بود نه از نرگس نه از مينا فقط يكي از من پرسيد آقا ببخشيد امور دانشجويي كجاست ؟
من كه مي دونم منظورش چيه ولي تصميم نگرفتم باهاش ازدواج كنم چون كيفش آبي رنگ بود حتما استقلاليه وقتي كه جريان رو به دوستم گفتم به من گفت : اي بابا ! بدبخت منظوري نداشته ولي من مي دونم رفيقم به ارتباطات بالاي من با دخترا حسوديش مي شه حالا به كوري چشم دوستم هم كه شده هر جور شده با اين يكي هم ازدواج مي كنم
چهار شنبه : امروز وقتي كه داشتم وارد سلف مي شدم يك مرتبه متوجه شدم كه از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند يكي از دختراي اردو از من پرسيد : ببخشيد آقا دانشكده پرستاري كجاست ؟ من كه مي دونستم منظورش چيه اما تو كاردرستي خودم موندم كه چه طور اين دختر ساوجي هم منو شناخته و به من علاقه پيدا كرده حيف اسمش رو نفهميدم راستيتش
از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم هر طور شده پيداش كنم و باهاش ازدواج كنم طفلكي گناه داره از عشق من پير مي شه
پنج شنبه : يكي از دوستهاي هم دانشكده ايم به نام احمد منو به تريا دعوت كرد من كه مي دونستم از اين نوشابه خريدن منظورش چيه مي خواد كه من بي خيال مينا بشم راستيتش
از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون عمرا قبول كنم
جمعه : امروز صبح در خواب شيريني بودم كه داشتم خواب عروسي بزرگ خودم رومي ديدم عجب شكوهي و عظمتي بود داشتم انگشتم رو توي كاسه عسل فرو ميكردم و.... مادرم يك هو از خواب بيدارم كرد و گفت برم چند تا نون بگيرم وقتي تو صف نانوايي بودم دختر خانمي از من پرسيد ببخشيد آقا صف پنج تايي ها كدومه ؟ من كه مي دونم منظورش چي بود اما عمرا باهاش ازدواج كنم
راستش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون من از دختري كه به نانوايي بياد خيلي خوشم نمياد
شنبه : امروز صبح زود از خواب بيدار شدم صبحانه را خوردم و اودم كه راه بيفتم مادرم گفت : نمي خواد دانشگاه بري امروز جواب نوار مغزت آماده ست برو از بيمارستان بگير
راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون مردم مي گن من مشكل رواني دارم
وقتي به بيمارستان رسيدم از خانوم مسئول آزمايشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقيقه صبر کنيد. من که ميدونستم منظورش چي بود... _________________ I AM HELL FIRE......LORD OF DARKNESS
ARMY OF DARKNESS |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
parsnet2
کاربر نیمه فعال


وضعیت: آفلاين 12 خرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 555 تشکر کرده: 46 تشکر شده 142 بار در 69 پست
محل سكونت: پشت كامپيوتر
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 13:19:50 موضوع مطلب:
|
|
|
 _________________ چه كسي ميخواهد
من و تو ما نشويم
******************خانه اش ويران باد****************** |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
mohsen_b1369
کاربر حرفه ای


وضعیت: آفلاين 11 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2993 تشکر کرده: 291 تشکر شده 323 بار در 226 پست
محل سكونت: Best-ir
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 13:22:25 موضوع مطلب:
|
|
|
| بله از اینا زیادن |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از mohsen_b1369 تشکر کرده اند DarkEvil |
|
 |
joki_ss
داره خودمونی میشه


وضعیت: آفلاين 3 اسفند ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 710 تشکر کرده: 264 تشکر شده 437 بار در 196 پست
محل سكونت: یه گوشه ی خلوت
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 21:18:06 موضوع مطلب:
|
|
|
حالا چرا ساوه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ _________________ هر هفته با یک مطلب جالب و جدید و مفید با شما همراه هستیم.
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
hamid511
کاربر فوق حرفه ای


وضعیت: آفلاين 7 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 3407 تشکر کرده: 1204 تشکر شده 661 بار در 537 پست
محل سكونت: ايـــــــــران زميـــــــــن
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 21:24:25 موضوع مطلب:
|
|
|
مرسي واقعا جالب بود  _________________ ــــــــــــــــــــــ
شمع اگر سوخت و به پروانه وفادار نبود من برآنم که بسوزم به کنارت ، ای دوست
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
mary_tala20
کاربر تازه وارد


وضعیت: آفلاين 9 مهر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 54 تشکر کرده: 32 تشکر شده 10 بار در 7 پست
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 21:47:20 موضوع مطلب:
|
|
|
قبلا یه چیزی تو این مایه ها ولی درباره دخترا شنیده بودم  _________________ ما دوباره سبز می شویم... |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
DarkEvil
پیشکسوت سایت


وضعیت: آفلاين 7 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 7085 تشکر کرده: 1765 تشکر شده 2101 بار در 1237 پست
محل سكونت: جهنم
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 22:12:24 موضوع مطلب:
|
|
|
| joki_ss مي نويسد: |
| حالا چرا ساوه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
 _________________ I AM HELL FIRE......LORD OF DARKNESS
ARMY OF DARKNESS |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
DarkEvil
پیشکسوت سایت


وضعیت: آفلاين 7 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 7085 تشکر کرده: 1765 تشکر شده 2101 بار در 1237 پست
محل سكونت: جهنم
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 22:13:33 موضوع مطلب:
|
|
|
| mary_tala20 مي نويسد: |
قبلا یه چیزی تو این مایه ها ولی درباره دخترا شنیده بودم  |
 _________________ I AM HELL FIRE......LORD OF DARKNESS
ARMY OF DARKNESS |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
DarkEvil
پیشکسوت سایت


وضعیت: آفلاين 7 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 7085 تشکر کرده: 1765 تشکر شده 2101 بار در 1237 پست
محل سكونت: جهنم
|
ارسال شده در:
چهارشنبه، 19 اسفند ماه ، 1388 22:13:54 موضوع مطلب:
|
|
|
| hamid511 مي نويسد: |
مرسي واقعا جالب بود  |
   _________________ I AM HELL FIRE......LORD OF DARKNESS
ARMY OF DARKNESS |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
momomok
داره راه میفته!


وضعیت: آفلاين 19 تير ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 240 تشکر کرده: 80 تشکر شده 34 بار در 34 پست
محل سكونت: سعادت آباد
|
ارسال شده در:
پنجشنبه، 20 اسفند ماه ، 1388 00:11:53 موضوع مطلب:
|
|
|
یه نمه لوس بود  _________________ منم محمد
هیچی نیست!!!!
|
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
DarkEvil
پیشکسوت سایت


وضعیت: آفلاين 7 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 7085 تشکر کرده: 1765 تشکر شده 2101 بار در 1237 پست
محل سكونت: جهنم
|
ارسال شده در:
پنجشنبه، 20 اسفند ماه ، 1388 08:21:30 موضوع مطلب:
|
|
|
| momomok مي نويسد: |
یه نمه لوس بود  |
 _________________ I AM HELL FIRE......LORD OF DARKNESS
ARMY OF DARKNESS |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
habib-b-b
کاربر نیمه فعال


وضعیت: آفلاين 12 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 481 تشکر کرده: 0 تشکر شده 201 بار در 117 پست
|
ارسال شده در:
پنجشنبه، 20 اسفند ماه ، 1388 10:19:24 موضوع مطلب:
|
|
|
 _________________ عکسهای داغ داغ اونجوری ( فقط سن بالا ) : |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
DJ_AHMED
کاربر نیمه فعال


وضعیت: آفلاين 16 اسفند ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 411 تشکر کرده: 137 تشکر شده 89 بار در 84 پست
محل سكونت: USA
|
ارسال شده در:
پنجشنبه، 20 اسفند ماه ، 1388 10:21:15 موضوع مطلب:
|
|
|
 _________________ وقتی پیشم نیستی و دوری....
می گم می گذره این چند روز... تورو تو آغووووش می گیـــــــرم...! |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|